
سگ ولگرد
95,000 تومان
در بخشی از کتاب سگ ولگرد میخوانیم:
من تا آن شب اسم خانوادهاش را نمیدانستم، او خودش به من گفت در مدرسه فقط به او حسن خان میگفتند. - در حیاط مدرسه موقع بازی و تفریح حسن خان چهرهی زردنبو، استخوانبندی درشت و حرکات شل و ول داشت و به لباس خودش هیچ اهمیتی نمیداد، همیشه یخهاش باز و روی کفشهایش خاک نشسته بود و همان حالت لاابالی به او بیشتر میآمد و رویش میافتاد. اما خیلی زود عصبانی میشد و خیلی زود هم خشمش فروکش میکرد. از این جهت بیشتر طرف تفریح و آزار بچههای موذی واقع میشد. و نمیدانم چرا اسمش را «حمال» گذاشته بودند.
می همیشه از او دوری میکردم، مثل اینکه اختلاف مبهم و نامعلومی بین ما وجود داشت. ولی حالا باحالت مخصوص خودمان که آمد سر میز من نشست آن اکراه دیرینه و بیدلیل را مرتفع کرد و یا گذشتن زمان این مجهول را خودبهخود از بین برده بود. اما فرقی که کرده بود حالا چاق، خوشحال و گردنکلفت شده بود، و از آنهایی بود که دور خودشان تولید شادی میکنند.