
تسخیر عمارت هیل
175,000 20%
140,000 تومان
دربارۀ کتاب تسخیر عمارت هیل:
چهار شخصیت ماجراجو به نامهای دکتر مونتاگ، تئودورا، النور و لوک در جستجوی کشف راز این عمارت مخوف که حتی موقعیت جغرافیایی آن به طور دقیق مشخص نیست و در میان تپههایی نامعلوم قرار دارد، راهی میشوند.
دکتر مونتاگ که در مسائل ماورالطبیعه تخصص دارد، به همراه دستیار قابل اعتماد خود، تئودورا به دنبال مدارک و شواهدی از رمز و راز این خانه است. النور، دختری جوان که در زمینه احضار روح تبحر دارد به دعوت دکتر مونتاگ برای سه ماه به عمارت هیل سفر میکند و در نهایت شخصیت متفاوت و جاهطلبی به نام لوک که خود را وارث عمارت هیل میداند، به آنها ملحق میشود.
داستان جذاب و هیجانانگیز تسخیر عمارت هیل در ابتدا برخورد شبح وار هر چهار شخصیت با پدیدههای جادویی و سحرآمیز را به تصویر میکشد؛ داستان به همین منوال پیش میرود تا ارواح عمارت تصمیم به بازیابی قدرت خود میگیرند و یکی از آنها را برای این کار انتخاب میکنند.
نثر روان و گیرای شرلی جکسن در عین سادگی، از ظرافت و ویژگیهای هنرمندانهای برخوردار است که شما را با تجربهای متفاوت از خواندن رمانهای ترسناک آشنا میسازد. این داستان تا کنون مورد اقتباس چندین عنوان فیلم و سریال قرار گرفته است.
در بخشی از کتاب تسخیر عمارت هیل میخوانیم:
چشم هیچ انسانی توانِ سوا کردنِ انطباقِ نامیمونِ خطوخطوطی را ندارد که بر پیشانی یک عمارت نقشی شیطانی میزنند، در عین حال، مجاورتی جنونآمیز، زاویهای بدسگال و نامیمون یا حالتی احتمالی از تماس سقف و آسمان، عمارت هیل را به مکانی یأسآور و بیش از آن، ترسناک بدل میکرد، چون ظاهر عمارت هیل با آن پنجرههای خالی انگار بیدار بود، مراقب و نظارهگر، گچبریهای ابرومانند گویی قدری چهرهء شادمانه داشتند. بیشوکم اگر هر ملکی را بیهوا نگاه کنی یا در زاویهای غریب ببینی، آن خانه رخِ دیگری مینماید، انگار نگاهی عمیقاً خندهآور انداخته است به بینندهاش؛ گیریم دودکش کوچک و موذی یا پنجرهای تورفته هم داشته باشد که شبیه چاله است؛ این دو میتوانند با احساس دوستی، دل از ناظر بربایند، اما خانهای پرنخوت و کینهتوز که همیشه مراقب و هوشیار است، فقط میتواند عمارتی شیطانی باشد. این خانه که از ظاهرش برمیآمد خودش خودش را ساخته و زیر دستانِ سازندگانش پَر زده و در جایجایِ نقشۀ پرنقشونگارش جا گرفته و خودش باعث ساخت تکتک خطوط و زوایایش بوده، سر عظیمش را بینیاز از نوعِ بشر در آسمان برافراشته بود. خانهای بود عاری از مهربانی، گویی هرگز قرار نبوده بنیبشری ساکنش شود که نه جای مناسبی برای آدمیزاد است، نه برای عشق و نه برای امید. عملیات جنگیری هم از تغییر سیمای یک عمارت ناتوان است؛ عمارت هیل تا روز نابودیاش چنین میماند.