
کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم
115,000 تومان
در بخشی از کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم میخوانیم
روانپزشک: «اگر عادت کنیم با بینش سطحی دیگران رو قضاوت کنیم این بینش در نهایت به ضرر خودمون تموم میشه. البته هیچ اشکالی نداره که گاهی از دست دیگران عصبانی بشی. مثلاً فکر کن یک نفر که براش احترام خاصی قائل هستی توی یک همچین موقعیتی چیکار میکنه. آیا اون هم عصبانی میشه؟ حتماً اون شخص هم نمیتونه این موقعیت رو تحمل کنه. درسته؟ پس اگر جوابت مثبته هیچ اشکالی نداره که به خودت اجازه بدی عصبانی بشی. فکر میکنم روی ایدهآلهای خودت بیش از حد تمرکز میکنی و مدام به خودت فشار میاری و میگی باید یه همچین آدمی باشم. مخصوصاً وقتی این استانداردهای ایدهآل رو از شخص دیگهای گرفته باشی و مربوط به افکار و تجربیات خودت نباشن.
و همونطور که گفتی آدمها پیچیدهان. شاید در ظاهر بینقص و عالی به نظر برسن، اما ممکنه در خفا و تاریکی کارهای وحشتناکی انجام بدن. اگر از مردم توقع زیادی داشته باشی و از اونا بت بسازی، در نهایت ناامیدت میکنن. برای اینکه ناامید نشی اینجوری فکر کن: اونا هم دارن به عنوان یک انسان زندگی میکنن و نفس میکشن. این باعث میشه نسبت به خودت بخشندهتر بشی.»
فهرست مطالب کتاب
یادداشت مترجم انگلیسی
مقدمه
1. کمی افسرده
2. آیا مبتلا به مرض دروغگویی هستم؟
3. تحت بازبینی مداوم هستم
4. تمایلم به خاص بودن اصلاً خاص نیست
5. این عزتنفس لعنتی
6. چه کنم تا خودم را بهتر بشناسم؟
7. قانون، قضاوت، ناامیدی، ترک
8. اثرات جانبی دارو
9. دغدغهی ظاهر و اختلال شخصیت نمایشی
10. چرا از من خوشت میآید؟ اگر این کار را بکنم هنوز هم از من خوشت میآید؟ این کار را چطور؟
11. خوشگل نیستم
12. پایینترین نقطه
13. سخن آخر: اشکالی ندارد، آنها که با تاریکی مواجه نمیشوند هرگز قدر روشنایی را نمیدانند
14. یادداشت روانپزشک: از طرف یک فرد ناکامل به فرد ناکامل دیگر
15. پینوشت: بازتابی بر زندگی بعد از درمان